![]() |
![]() |
|
| نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت...به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت... |
|
کوله بار ارزوهات روی دوشت تا کجا ها رفتی با پای پیاده رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دل به هر کی دادی از سادگی دادی زندگی تا پای دلدادگی دادی هر جا که دیدی چراغی پر فروغه تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه کوله بار ارزوها تو کی دزدید دل دیوونه به گریه هات کی خندید عاشق و خسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سرو سامون تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن اونا که لیاقت عشق و نداشتن تک و تنهایی و با پای پیاده متاسفم برات ای دل ساده
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:6 توسط سیب گلاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|