تبليغاتX
nesfesib
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت...به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت...

اگر بهترين دوستم نيستي...

 

 

لااقل بهترين دشمنم باش

 

 

اگر غمخوارم نيستي...

 

 

لااقل بزرگترين غمم باش،

 

هر چه هستي...بهترين باش،چون "بهترين ها" در

 

ياد خواهد ماند.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 23:42  توسط سیب گلاب | 

 

بيم آن ندارم كه روزي آسمان تو را از من بگيرد

بيم آن دارم كه روزي توخود را از من بگيري

بيم آن دارم كه شب در وجود تو طوفان كند

خورشيد مهر تو را پنهان كند

درختي را كه من در تو كاشته ام،براندازد

و برگهاي طلايي دوستي را بر خاك اندازد

تو خود را از من نگير...

تو در من زاده شده اي و با تو،صبح زاده شد

تو در من پديد آمدي و با تو اميد پديد آمد

تو برگهاي بهاري را در من روياندي

_تو نسيمي_

تو آفتاب مهربان را بر من تاباندي

_تو سپيده اي_

تو در ميان من و تقدير،دريچه اي:

دريچه اي به روشني آفتاب و گشادگي آسمان

تو خود را از من مگير

من در تو و با تو زاده شدم

بگذار كه در تو و با تو بميرم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 1:19  توسط سیب گلاب |